خرید بک لینک

*اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج*

درخت پیر خانه ما

سرک می کشد از دیوار

تا رصدکند... شاید
نرگس گل کند غروب جمعه!
تمام راه ظهور تو با گنه بستم

دروغ گفته ام آقا كه منتظر هستم

كسي به فكر شما نيست راست مي گويم
دعا براي تو بازيست راست مي گويم

اگرچه شهر براي شما چراغان است
براي كشتن تو نيزه هم فراوان است

من از سرودن شعر ظهور مي ترسم
دوباره بيعت و بعدش عبور مي ترسم

من از سياهي شب هاي تار مي گويم
من از خزان شدن اين بهار مي گويم

درون سينه ما عشق يخ زده آقا
ت تمام مزرعه هامان ملخ زده آقا

كسي كه با تو بماند به جانت آقا نيست
ب براي آمدن اين جمعه هم مهيّا نيست

اللهُمَّ عَجِّل لِوَلِیِّكَ الفَرَجَ

آمِینَ یَا رَبَّ العَالَمِینَ

*اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج*

از هجر تو طبیعت ما گریه می کند
چشم تمام آینه ها گریه می کند

چشم انتظار آمدنت شیر خواره ای است
گهواره ای به کرب و بلا گریه می کند...

یا مهدی

*اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج*

همتا هم نداری که ...

وقت نبودنت به دلم وعده بدهم


شاید " مثلش " را پیدا کنم !

آقای بی همتای من بیا

*اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج*

هر چند کمی فرج تمنا کردیم

آقا ز سر خویش تو را وا کردیم


شرمنده ولی خلاصه تر می گوییم

با واژه انتظار بد تا کردیم .

برچسب: نویسنده: آیلین کاظمیان تاريخ: پنجشنبه 20 آبان 1395 ساعت: 18:10

صفحه بندی