پیراهن تازمو با کلی ذوق و شوق به بابام نشون دادم،
میگه مبارکه،
عین روبالشیای خدابیامرز مادربزرگمه! :|
امروز نمیدونم جواب کدوم کار خوبم رو گرفتم !
رفتم صد گرم شیرینی نخودچی گرفتم، داشتم میخوردم یه پسته توش بود !
باور کن اشک تو چشام حلقه زد !



ﺗﺎ ﺣﺎﻟﺎ ﺩﻗﺖ ﮐﺮﺩﯾﻦ :
ﺑﻘﺎﻟﯽ ( baghali ) ﺑﺎﻗﺎﻟﯽ ( baghali ) ﺑﻐﻠﯽ ( baghali )
ﺍﯼ ﺗﻮ ﺭﻭﺡ ﺍﻭﻥ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻓﯿﻨﮕﯿﻠﯿﺶ ﺭﻭ ﺍﺧﺘﺮﺍﻉ ﮐﺮﺩ


به یارو میگم : ببخشید از اینجا چجوری میشه برم جنت آباد ؟
طرف میگه : باید بپرسی ...!
بش گفتم : به نظرت الان دارم جــــُــف گیری میکنم ؟ :| !!



یه روز از یه اسبه میپرسن چرا هرکى تو رو میبینه سوارت میشه؟!
.
.
.
.
اسبه هیچى نگفت، آخه اسبا نمیتونن حرف بزنن..









برچسب:
نویسنده: آیلین کاظمیان